عبد المحمد آيتى

292

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

در آن عهد رياست قبيلهء نايمان و كرايت و ساقر و چند قبيلهء ديگر با اونگ خان بود . چنگيز را نام تموچين بود و پدرش يسوكاى بهادر پسر برتان « 1 » پسر قبول خان بود . چنگيز هشت پسر داشت : جوجى ، جغاتاى ، اوكتاى ، تولوى ، كولكان ، جورجداى « 2 » ، جاوور و اوراجوغان . چنگيز در آغاز در زمرهء ياران اونگ خان درآمد ولى بعدها اونگ خان بعللى [ 559 ] از او بيمناك شد و قصد قتل او كرد . كلك و بايدو او را از اين امر آگاه ساختند . پس او با معدودى از ياران خود روان شد و بر سر چشمه‌اى به نام بالجونه - يعنى آب گل‌انگيز - اونگ خان با لشكر برسيد و ميان آن دو جنگى سخت درگرفت . چنگيز خان پيروز شد و اونگ خان بگريخت . اين واقعه در سال 599 اتفاق افتاد . كسانى كه در اين روز با چنگيز بودند بعدها صاحب مقامات عالى گرديدند . چنان كه كلك و بايدو را سمت ترخانى داد و اين منصب در اعقاب ايشان بماند . پس رسولانى به قبايل ديگر فرستاد و آنان را به اطاعت خواند و هر قبيله كه چون قبايل قنقورات و اويرات و جلاير به اطاعت آمدند در آنان به نظر عنايت نگريست و فرمود تا اولاد و قبيلهء او از اين سه قبيله زن گرفتند و كسانى را كه سرپيچى كردند گوشمال داد تا همهء قبايل مطيع و منقاد او شدند . و شخصى بود بت‌تنگرى نام ، از خاندان قنغتن كه جامه‌هاى سفيد مىپوشيد و بر اسبى سفيد مىنشست و بر پشته‌اى برمىآمد و رو به آسمان دعا مىكرد و مىگفت به من الهام مىشود و با خداى تعالى سخن مىگويم . اين مرد او را گفت كه من فرستادهء تنگرىام . پادشاهى از آن تو است و ترا چنگزى نام كردم يعنى چنگ محكم . بعد از آن لفظ جمع به كار بردند و چنگيز گفتند . اين مرد مادر چنگيز خان را به زنى گرفت و چنگيز را گفت بايد علمى نه سر سازى و قصد جهانگيرى كنى . در اين حال نيز گويند كه چنگيز خان بيست شب متوالى در اثناء خواب ندائى شنيد كه چهار سوى جهان از آن تو است و از حركات و سكنات او آثار اقبال و فراست هويدا بود . در آغاز بت‌تنگرى چون پدر صورت و معنى بود و حكمش در چنگيز خان بس نافذ

--> ( 1 ) - چ : ترمان ( 2 ) - جورغداى